آموزش دفاع شخصی ! آموزش دفاع شخصی !
مجموعه آموزش دیم ماک
در برابر خطرات از خود دفاع کنید
مجموعه جامع تمرینات یوگا
مجموعه ای بسیار عالی برای سلامت
آموزش تمرینات به صورت ساده و جذاب
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

چتر نگاهت

من گمان می کردم دوستی همچون سروی سرسبز ،به همان 

آراستگی است . 

یادمان باشد زنگ تفریح دنیا همیشگی نیست زنگ بعد،حسـاب 

داریم.

عشق آنست که یکی چتر باشد برای دیگری و دیگری هیچگـاه 

نفهمد که چرا خیس نشد...... 

برای دیدار باران آماده می شویم. 

چتر،نه چتر نمی خواهم ،هیچگاه چتر نخواسته ام .

دوست دارم ،من و باران یکی شویم ، دوست دارم تر شویم. 

باید از شب نهراسید .

که بدانید همان دست خدا چتر من است. 

 

سیب سرخ در اوج کمال می افتد 

برگ زرد در انتهای زوال 

بنگر چگونه می افتی 

همچون سیب سرخ یا مثل برگ زرد

 

!! نوشته شده توسط سیب ناب | 11:36 AM | جمعه 9 بهمن 1388 نظرات (7)

کاش

کاش می دانستیم زندگی کوتاست 

کاش از ثانیه های زندگی لذت می بردیم 

کاش قلبی رو برای شکستن انتخاب نمی کردیم 

کاش همه را دوست داشتیم 

کاش معنی صداقت را ما هم می فهمیدیم 

کاش هیچ کودک فقیری دیگر خواب نان تازه وداغ را نمی دید 

کاش دلهایمان دریایی می شد 

کاش می فهمیدیم زندگی زیباست 

و 

لذت می بردیم تا نهایت 

کاش میدانستیم که ما نمی دانیم فردا برایمان چه اتفاقی می افتد 

کاش بهانه ای برای ناراحت کردن دلهای زخم خورده نبود 

کاش...

 کاش... 

کاش...

    !! نوشته شده توسط سیب ناب | 00:15 AM | جمعه 9 بهمن 1388 نظرات (2)

    باور داشتن یعنی.....

    باور داشتن یعنی آگاهی از اینکه هر روز،شروعی تازه است. 

    باور داشتن یعنی اعتقاد به اینکه معجزات به وقوع می پیوندد 

    و رویاها به حقیقت. 

    باور داشتن یعنی دیدن فرشتگانی که در لابه لای ابرها به ما 

    لبخند می زنند.  

    باور داشتن یعنی اعتقاد به روشنایی آسمانی تاریک. 

    باور داشتن یعنی قدر دانستن قلبی پر مبحت. 

    باور داشتن یعنی دیدن برق معصومیت و پاکی در چشمان یک 

    کودک و زیبایی گرفتن دستانی نیازمند و سالخورده. 

    چرا که از طریق آنها می توان عشق را فرا گرفت . 

    باور داشتن یعنی پیدا کردن قدرت و شهامتی که در وجود ما 

    نهفته است. 

    باور داشتن یعنی پیدا کردن زمانی مناسب برای چسبانـــدن 

    قطعات درهم شکسته و تجربه ی شروعی دوباره. 

    باور داشتن یعنی آگاهی از اینکه هرگز تنها نیستیم و زندگی 

    هدیه ای الهی است که در اختیار ما قرار گرفته و قــدر آن را 

    باید بدانیم. 

    باور داشتن یعنی آگاهی از اینکه رخدادهای شاد فوق العاده ای 

    در انتظار رخ دادن هستند و باور داشتن یعنی اینکــه همـه ی 

    امید ها و آرزوهای ما قابل دسترسی هستن. 

     

    ای کاش باور کنیم.

     

    !! نوشته شده توسط سیب ناب | 02:09 AM | یکشنبه 13 دی 1388 نظرات (18)

    من انسانم

    اگر به خانه ام آمدی

    برایم مداد بیاور ، مداد سیاه

    می خواهم روی چهره ام خط بکشم

    تا به جرم زیبایی در قفس نیفتم

    یک ضربدر هم روی قلبم تا به هوس هم نیفتم !

    یک مداد پاک کن بده برای محو لب ها ،

    نمی خواهم کسی به هوای سرخی شان ، سیاهم کند !

    یک بیلچه ، تا تمام غرایز زنانه را از ریشه در آورم

    شخم بزنم وجودم را . . . بدون این ها راحت تر به بهشت می روم !

    یک تیغ بده ، موهایم را از ته بتراشم ، سرم هوایی بخورد ،

    و بی واسطه ی روسری کمی بیاندیشم ،

    نخ و سوزن هم بده ، برای زبانم ،

    می خواهم . . . بدوزمش به سق ،

    . . . این گونه فریادم بی صداتر است !

    قیچی یادت نرود ،
    می خواهم هر روز اندیشه هایم را سانسور کنم !

    پودر رختشویی هم لازم دارم ،

    برای شست و شوی مغزی !

    مغزم را که شستم ، پهن کنم روی بند ،

    تا آرمان هایم را باد با خود ببرد به آن جایی که عرب نی انداخت .

    می دانی که ؟ باید واقع بین بود !

    صدا خفه کن هم اگر گیر آوردی بگیر !

    می خواهم وقتی به جرم عشق و انتخاب ،

    بر چسب بد کاره گی می خورم ،

    بغضم را در گلو خفه کنم !

    یک کپی از هویتم را هم می خواهم ،

    برای وقتی که خواهران و برادران هم کیشم ،

    ناسزا و تحقیر تقدیمم می کنند !

    تا به یاد بیاورم که کیستم !

    تو را خدا . . . اگر جایی دیدی حقی می فروختند ،

    برایم بخر . . . تا در غذا بریزم ،

    تا خودم قبل از دیگران حقم را بخورم !

    دست آخر اگر پولی برایت ماند ،

    برایم یک پلاکارد بخر به شکل گردنبند ،

    بیاویزم به گردنم . . . و رویش با حروف درشتی بنویسم :

     من یک انسانم

    من هنوز یک انسانم

    من هر روز یک انسانم !

    شعری از : غاده السمان
    !! نوشته شده توسط سیب ناب | 00:50 AM | یکشنبه 22 آذر 1388 نظرات (14)

    انرژی بخش

    جملات انرژی بخش 

    معیار واقعی بودن تصمیم ان است که دست به عمل بزنیم  _ انتونی رابینز

    اجازه نده ترس تو را فلج سازد _ مارک فیشر

    افرادی که از ریسک کردن میترسند به جایی نمیرسند _ مارک فیشر
     
    منشا همه بیماریها در فکر است _ ژوزف مورفی
     
    رحمت خداوند ممکن است تاخیر داشته باشد اما حتمی است _ انتونی رابینز
     
    چنانچه نیک اندیش باشید خیر و خوشی به دنبالش خواهد امد _ ژوزف مورفی
     
    افراد موفق هیچ وقت اجازه نمیدهند که شرایط ازارشان دهد _ مارک فیشر
     
    افرادی که زمان را در انتظار شرایط عالی از دست میدهند هرگز موفق نمیشوند _ مارک

    فیشر
     
    اعمال ثابت ما سرنوشت ما را تعیین میکند. _ انتونی رابیتز

    هنگامی که تخیلات و منطق در ضدیت با هم قرار بگیرند تخیلات پیروز میشوند. _ مارک

    فیشر
     
    وقتی که هدف روشنی داشته باشیم احساس روشنی به ما دست میدهد. _ انتونی

    رابینز
     
    ترس را از خود بران و با خود بگو من با نیروی شعور خود قدرت انجام هر کاری را دارم. _

    ژوزف مورفی
     
    هر کس از قدرت انتخاب برخوردار است پس سلامتی و شادی را انتخاب کند. _ ژوزف

    مورفی
     
    قانون زندگی , قانون باور است. _ ژوزف مورفی
     
    اعتقادات ما اعمال افکار و احساسات ما را شکل میدهد _ انتونی رابینز
     
    با هر تصمیمی تغییری تازه در زندگی اغاز میکنید. _ انتونی رابینز
     
    برای شروع باید باور داشته باشی که میتوانی سپس با اشتیاق شروع کنی. _ مارک

    فیشر
     
    اگر نمیدانی به کجا میروی به هیچ کجا نخواهی رسید. _ مارک فیشر
     
    نبوغ در سادگی نهفته است _ مونزارت

    این روشنی هدف است که به شما نیرو میبخشد _ انتونی رابینز
     
    در زندگی شکست وجود ندارد بلکه فقط نتیجه موجود است _ انتونی رابینز
     
    تمام کسانی که ثروتمند شده اند باور داشته اند که میتوانند ثروتمند شوند. _ مارک

    فیشر
     
    باور به طور خود بخود به اجرا در میاید> _ ژوزف مورفی
     
    نه موفقیت و نه شکست یک شبه ایجاد نمیشود. _ انتونی رابینز
     
    به ضمیر باطن خود به صورت یک هوش زنده و یک یار موافق بنگرید _ ژوزف مورفی

    ترس باعث میشود تا بسیاری از مردم به رویاهایشان نرسند. _ مارک فیشر
     
    زندگی دقیقا به ما ان چیزی را میدهد که به دنبالش هستیم _ مارک فیشر
     
    نباید مطالب غلطی که از گذشته در ذهن ما برنامه ریزی شده اند حال و اینده ما را تباه

    کنند _ انتونی رابینز
     
    آرزوهی هر فرد موجب شکل گرفتن و بقای افکار او میشود _ هراکلیتوس
     
    اندیشه هایتان را عوض کنید تا سرنوشتتان عوض شود. _ ژوزف مورفی
     
    زندگی آماده است تا بسیار بیشتر از انچه تصورش را میکنید به ما بدهد. _ مارک فیشر
     
    تنها کسانی میتوانند کارهای بزرگی انجام دهند که به قدرت ذهن ایمان دارند. _ مارک

    فیشر
     
    ضمیر باطن شما سازنده بدن شماست و میتواند شما را درمان کند. _ ژوزف مورفی

    !! نوشته شده توسط سیب ناب | 11:45 PM | سه شنبه 3 آذر 1388 نظرات (10)

    هم اکنون آغاز کن

    هم اکنون آغاز کن

    نمی توانیم آن گونه که دیگران می گویند باشیم .

    باید به خود خود گوش فرا دهیم .

    جامعه ، خانواده ، دوستان ، و همراهان ،

    هیچ یک نمی توانند بگویند که چه کنیم .

    تنها ماییم که می دانیم و تنها ماییم که می توانیم ،

    آنچه برای ما نیکوست در پیش بگیریم .

    پس هم اکنون آغاز کن .

    باید سخت بکوشی ،

    باید از سدهای بسیار زیادی گذر کنی ،

    ناگزیری با قضاوت مردم بسیاری روبرو شوی ،

    و ناگزیری که لاقید پیش داوری هایشان را نادیده بگیری ،

    و اما...........

    هر آنچه که می خواهی می توانی به دست آری ،

    پس بی درنگ آغاز کن !

    که زندگی را آن گونه که اند یشیده ای ،

    به دست خواهی آورد .

    و به آن عشق خواهی ورزید .

    !! نوشته شده توسط سیب ناب | 00:47 AM | چهارشنبه 20 آبان 1388 نظرات (19)

    زشت و زیبا

    منم میدونم که روزهای آفتابی زیبا هستن و بهار فصله قشنگیه...
    اما اگه روز های سرد و بارونی و فصول خاکستری و یخ زده نباشن که دیگه این زیباییها اینجور خودنمایی
    نمیکنن!
    شاید شکست هست که به موفقیت معنا میده ; نا امیدی اگه نبود که دیگه امید مفهومی نداشت!
    اگه از من بپرسی میگم هر بادی که از ریشه درت نیاره ریشه ات رو محکم تر میکنه..
    .اما این وسط یه چیزی
    هست که بد جور میتونه دل آدما رو بسوزونه...

    می دونی چه قدر سخته که روزها به انتظار بهار پشت شیشه نشسته باشی

     و یکدفعه "ناخونده" پاییزمهمون لحظه هات بشه؟

     

    !! نوشته شده توسط سیب ناب | 01:02 AM | جمعه 15 آبان 1388 نظرات (14)

    نشانی

    ((خانه دوست کجاست؟)) در فلق بود که پرسید سوار. 

    آسمان مکثی کرد. 

    رهگذر شاخهء نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید 

    و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت: 

     

    نرسیده به درخت، 

    کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است 

    و در آن عشق باندازهء پرهای صداقت آبی است. 

    می روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ،سربدر می آرد، 

    پس به سمت گل تنهائی می پیچی، 

    دو قدم مانده به گل، 

    پای فوارهء جاوید اساطیر زمین می مانی 

    و ترا ترسی شفاف فرا می گیرد. 

    در صمیمیت سیال فضا،خش خشی می شنوی: 

    کودکی می بینی 

    رفته از کاج بلندی بالا،جوجه بردارد از لانه ء نور 

    و از او می پرسی 

    خانه دوست کجاست.)) 

       

    شعر از :سهراب سپهری

    !! نوشته شده توسط سیب ناب | 10:56 PM | دوشنبه 27 مهر 1388 نظرات (26)

    پندی به خودم

    بگذارشان ، ظرفهای کثیف را .

    بگذار کرفس ها را ، تا در ته کشوی یخچال بپوسند

    بگذار چرک در کف آشپزحانه بماسد ، سفت شود .

    خرده نان های سوخته را در کف توستر بگذار تا بماند .

    پیاله ی شکسته را بیرون بینداز و فنجان شکسته را نچسبان .

    دیگر هیچ چیز را به هیچ چیز نچسبان . تعمیر نکن . به جای دوختن ، از سنجاق قفلی استفاده کن .

    حتی برای دوختن یک دکمه هم دیگر سوزن نزن .

    بگذار باد راه خود را برود و بگذار غبار خاک هجوم آورد

    و بگذار لوله لوله جرم خاکستری در زیر کاناپه جمع شود .

    با آنها حرف بزن . به آنها خوشامد بگو .

    دیگر قطعات گم و گور شده ی پازل ها را جمع نکن ،

    کفش های کوچک عروسک ها را جفت نکن ،

    نگران نباش که چه کسی مسواک چه کسی را می زند

    دیگر نگران جور کردن هیچ چیز با هیچ چیز نباش .

    جز جور کردن واژه ای با واژه ای دیگر .

    یا اندیشه ای با اندیشه ای دیگر .

    دنبال درستی باش _ نخست تصمیم بگیر

    که چه چیز درست است ،

    سپس با تمام قلبت به دنبال آن برو .

    قلبت ، تنها جایی که به گردگیری اش نمی اندیشی .

    گنجه ای که آکنده از یادگاری های وحشی و رام ناشدنی است .

    گیره های کاغذ را از سوزن های ته گرد ،

    و سوزن های ته گرد را از دندان های شیری یادگاری جدا نکن .

    و نگران نباش اگر ما دوباره امشب هم برای شام کورن فلکس داریم .

    دیگر به تلفن ها جواب نده .

    و دیگر برای هر چیزی که می شکند ، گریه نکن .

    کپک های صورتی در داخل بسته های غذا ، در یخچال ، رشد خواهند کرد .

    این فرم های جدید زندگی را بپذیر

    و با غبار مرده ای که از پنجره عبور می کند

    و صبورانه ، روی در شیشه ی خوردنی ها و روی کتاب ها می نشیند ، سخن بگو .

    همه ی نامه ها را در ظرف بازیافت بریز ، آنها را نخوان ،

    دیگر هیچ چیز را نخوان

    غیر از آنچه تو را با تجربه ات یکی می کند

    و غیر از آنچه این فریب را ، فریبی که تو آن را ضرورت می نامی ،

    خراب می کند یا به آن ضربه می زند و یا آن را در هم می شکند .

    لوییس اردریچ

    ترجمه ی سیما سلطانی

    !! نوشته شده توسط سیب ناب | 00:38 AM | شنبه 18 مهر 1388 نظرات (14)

    قطار زندگی

    با قطار زندگی در حرکتیم. 

    زندگی سوت قطاری است که در خواب پلی می پیچد. 

    فلسفه زندگی امروز در این جمله خلاصه می شود: 

    فداکردن آسایش زندگی برای ساختن وسایل آسایش زندگی. 

    آنکه با زندگی می سازد می بازد،با زندگی نساز،زندگی را بساز . 

    این جهان و این مردم همه رفتنی اند ، باید سعی کنیم در امروز 

    زندگی کنیم. 

    چرا که فردا روز دیگریست. 

    شاید آزادی برای قطار این باشد که در بین سبزه ها و درختان بدون 

    این که بخواهد روی ریل خاصی باشد ، آزادانه زندگی کند. 

    این قطار گرچه آزاد است اما هیچ وقت به مقصد نمی رسد. 

    آزادی یعنی اینکه ریلت را به دلخواه خودت انتخاب کنی. 

    حذف ریل،حماقتی بس بیش نیست. 

    سعی نکن توی زندگی بهترین قطار رو سوار شی ، سعی کن بهترین 

    ایستگاه پیاده شی............. 

     

    !! نوشته شده توسط سیب ناب | 11:22 PM | چهارشنبه 15 مهر 1388 نظرات (3)

    سیب گاززده.........

    گاهی به این نتیجه می رسم که هیچ چیز مال من نیست. 

    گاهی اوقات هم خوب می فهمم که هیچ چیزی هم به من ارتباط ندارد. 

    درون دست های من سیب سرخ گاززده ایست که نمی دانم چطور بـــه 

    دست من رسیده است. 

    من یک جزی از هیچ ، بزرگ دنیای هستم که بدون هیچ دلیلی وبــــدون 

    هیچ اراده ای به اینجا تبعید شده ام. 

    سهم زمینی من اول تو گاز بزن. 

    کسی که مدتهاست کینه از دست دادن یک دانه سیب سرخ را از دلـش 

    بیرون نکرده است. 

    سیب گاززده چند؟ 

    سیب کنار وبلاگم را که می بینم هوس می کنم که کاش واقعی بـــود و 

    برش می داشتم و گازش میزدم!  

    اما سیب گاززده ی توی این کادر با سیب گاز نزده کلی توفیر دارد. 

    این کجا و آن کجا ! 

    به ستاره ای که واست چشمک می زنه دل خوش نکن چون این کاررو از 

    روی عادت انجام میده. 

    سیب تا چه حد یک سیب است ؟ 

    دلم به اندازه ای تمام سیب های کال چیده ی باغ کودکیم گرفته اسـت  

    و تو برای دستهای کوچکم همان سیب سرخی که نچیده ماند. 

    سیب کالی که گاززدیم چه طعمی داشت.......!؟

     

    !! نوشته شده توسط سیب ناب | 02:27 AM | جمعه 13 شهریور 1388 نظرات (18)

    سکوت را رعایت کنید...حتی...


    اعجاز ما همین است :ما عشق را به مدرسه بردیم
    در امتداد راهرویی کوتاه
    در آن کتابخانهء کوچک
    تا باز این کتاب قدیمی را
    که از کتابخانه امانت گرفته ایم
    - یعنی همین کتاب اشارات را
    -
    با هم یکی دو لحظه بخوانیم

    love in library


    ما بی صدا مطالعه می کردیم
    اما کتاب را ورق می زدیم
    تنها
    گاهی به هم نگاهی
    ...ناگاه
    انگشتهای (( هیس !
    ))مارا
    از هر طرف نشانه گرفتند

    انگار
    غوغای چشمهای من و تو
    سکوت را
    در آن کتابخانه رعایت نکرده بود ! ...

    و سالی دیگر با اندیشه هایی دیگر...اشاراتی دیگر و شاید سکوتی ...

     

    !! نوشته شده توسط سیب ناب | 02:33 AM | چهارشنبه 14 مرداد 1388 نظرات (13)

    عشق و زیبایی

    Www.Pichsn.Com - عکس های عاشقانه از زوجین (4) 

    چه زیباست محبت دیدن و محبت کردن و جز آن نیاموختن 

    به همه چیز از دریچه ی زیبای نگاه کردن و همه چیز را از دریچه ی 

    زیبایی شنیدن 

    اما چه غم انگیز است نفرت،چه زشت است کینه،و چه 

    شکننده است کدورت 

    چه خوب است کینه ها را دور ریختن ومحبت ها را جایگزین کردن 

    تلاش بخاطر موفقیت دیگران زمانی که خود در آن کار ناموفق بوده ایم 

    تجربه هایمان را در اختیار آنها گذاردن و آنها را راهنمایی کردن 

    براستی چه نیکوست از شکستن به عنوان تجربه یاد کردن 

    و تجربه را بکارگرفتن

    و باز هم چه خوب است دوباره همه چیز را به طریق دیگر از نو 

    شروع کردن 

    پس از ناکامی در دوره های اول ، جبران شکست و طلب پیروزی 

    و تلاش برای رسیدن به آن 

    آری چه زیباست زندگی را ترازو کردن و غم ها و ناکامی ها را در یک 

    کفه،و شادی و پیروزی ها را در کفه دیگر قرار دادن و با هر دو  

    کنار آمدن و هر دو را پذیرفتن

    !! نوشته شده توسط سیب ناب | 3:37 PM | پنجشنبه 25 تیر 1388 نظرات (13)

    آدرس خودمان کجاست؟!

    چگونه می توان دیگران را پیدا کرد در حالی که هنوز خودمان را پیدا نکرده ایم؟ 

    چگونه می توان به دیگران کمک کرد در حالی که از فکر کمک به خود غافلیـم؟ 

    هزاران آرزو را با خود به این سو و آن سو می بریم. 

    یک عمر خستگی را با خود جابه جا می کنیم تا به کجا برسیم؟! 

    آنقدر مشغول هستیم که وقت نداریم سری به ((خود)) بزنیم و از خودمـــــــان 

    احوالپرسی کنیم! 

    راستی چرا از خویشتن بی خبریم؟! 

    آدرس خودمان را باید از چه کسی بپرسیم؟! در واقع این روزها بیگانه تر ازهمه 

    با خویشتنیم!آنکه فرصت نمی کند به خود برسد،چگونه می تواند به دیگـــــران 

    برسد؟!آنکه خویشتن را گم کرده است چگونه می تواند دیگران را پیدا کنــد؟! 

    قبل از آنکه بخواهیم با دیگران دوست شویم با آنها بیگانه می شویم! 

    چــــــرا؟ 

    چون باید اول با خود دوست شویم سپس با دیگران،اول باید به خود برسیم بعدا 

    به دیگران!! 

    بد نیست به ((خودمان هم سری بزنیم))!

    !! نوشته شده توسط سیب ناب | 5:33 PM | دوشنبه 8 تیر 1388 نظرات (21)

    موج های سرکش

    خدایا تو خود کمک کن تا رهایی یابیم 

    از این موج های سرکش 

    شاید از پس آن طلوع فردای بهتری باشد  

    Farspics.blogspot.com موج های زیبا و آرمش بخش ...

    !! نوشته شده توسط سیب ناب | 3:35 PM | شنبه 30 خرداد 1388 نظرات (12)

    خسته


    خسته ام میفهمید؟!
    خسته از آمدن و رفتن و آوار شدن.
    خسته از منحنی بودن و عشق.
    خسته از حس غریبانۀ این تنهایی.
    بخدا خسته ام از اینهمه تکرار سکوت.                                          
    بخدا خسته ام از اینهمه لبخند دروغ.
    بخدا خسته ام از حادثۀ ساعقه بودن در باد.
    همۀ عمر دروغ،
    گفته ام من به همه.
    گفته ام:
    عاشق پروانه شدم!
    واله و مست شدم از ضربان دل گل!
    شمع را میفهمم!
    کذب محض است،
    دروغ است،
    دروغ!!
    من چه میدانم از،
    حس پروانه شدن؟!
    من چه میدانم گل،
    عشق را میفهمد؟
    یا فقط دلبریش را بلد است؟!
    من چه میدانم شمع،
    واپسین لحظۀ مرگ،
    حسرت زندگیش پروانه است؟
    یا هراسان شده از فاجعۀ نیست شدن؟!
    به خدا من همه را لاف زدم!!
    بخدا من همۀ عمر به عشاق حسادت کردم!!
    باختم من همۀ عمر دلم را،
    به سراب !!
    باختم من همۀ عمر دلم را،
    به شب مبهم و کابوس پریدن از بام!! 
    باختم من همۀ عمر دلم را،
    به حراس تر یک بوسه به لبهای خزان!!
    بخدا لاف زدم،
    من نمیدانم عشق،
    رنگ سرخ است؟!
    آبیست؟!
    یا که مهتاب هر شب، واقعاً مهتابیست؟!
    عشق را در طرف کودکیم،
    خواب دیدم یکبار!
    خواستم صادق و عاشق باشم!
    خواستم مست شقایق باشم!
    خواستم غرق شوم،
    در شط مهر و وفا
    اما حیف،
    حس من کوچک بود.
    یا که شاید مغلوب،
    پیش زیبایی ها!!
    بخدا خسته شدم،
    میشود قلب مرا عفو کنید؟
    و رهایم بکنید،
    تا تراویدن از پنجره را درک کنم!؟
    تا دلم باز شود؟!
    خسته ام درک کنید.
    میروم زندگیم را بکنم،
    میروم مثل شما،
    پی احساس غریبم تا باز،
    شاید عاشق بشوم!!
    بهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com
    !! نوشته شده توسط سیب ناب | 02:11 AM | چهارشنبه 27 خرداد 1388 نظرات (3)

    روز زن مبارک

     

     

    کدامین شاخه گل زیبا را به خاطر روزت

     

    تقدیم کنم که وجود نازنینت عطر تمام  

    گلهاست... 

    روزت مبارک

    !! نوشته شده توسط سیب ناب | 6:26 PM | شنبه 23 خرداد 1388 نظرات (7)

    کاش می شد

                           

    کاش میشد تا خدا پرواز کرد  

                     پای دل از بند دنیا باز کرد                    

                                         کاش میشد از تعلق شد رها

                                                                 بال زد همچون کبوتر در هوا

    کاش میشد  این دلم دریا شود

                     باز عشقی اندر او پیدا شود

                                           کاش میشد عاشقی دیوانه شد

                                                                گرد شمع یار چون پروانه شد

    کاش میشد جان ز تن بیرون شود

                    چشم از هجران او پر خون شود

                                             کاش میشد از خدا غافل نبود

                                                                 کاش در افکار بی حاصل نبود

    کاش میشد بر شیاطین چیره شد

                     تا رها از بند با این شیوه شد

                                             کاش دستم را بگیرد توی دست

                                                              تا شوم از دست او من مست مست

    کاش میشد مست باشم تا ابد       

                    سر بر آرم دست افشان از لحد

                                           کاش میشد تا که در روز جزا

                                                              شاد باشم از عمل پیش خدا

    کاش میشد یک نفس دیدار یار

                  تا شوم مدهوش ؛ گردم بیقرا                

                                          کاش میشد با خدا شد همنشین 

                                                             جنت و دوزخ ؛ یا اندر زمین  

                              

    !! نوشته شده توسط سیب ناب | 10:29 PM | دوشنبه 18 خرداد 1388 نظرات (8)

    طعم گس عشق

    وعشق 

     تنها عشق تو رابه گرمی یک سیب می کند مانوس

    زندگی هدیه خداست به تو ،طرز زندگی تو 

    هدیه ی توست به خدا 

    شعر:سهراب سپهری

    !! نوشته شده توسط سیب ناب | 00:44 AM | جمعه 15 خرداد 1388 نظرات (9)

    سرنوشت یعنی؟

    می نویسم به قلم 

    آیا می توان سرنوشت خود را تغییر داد. 

    همه ی ما عمری از سرنوشت بد خود گله و شکایت داریم اما هیچ گاه 

    سعی نداریم ذهنی را که باعث شده است به این مسئله برسیـــــــم 

    را تغییر دهیم. 

    بعضی ها فکر می کنند سرنوشت انسان بقولی روی پیشونی آدمــها 

    نوشته شده است،خوب اگه اینطور باشه که اختیار انسان معنی نداره 

    همش میشه جبـــــر. 

    همیشه سعی کنیم سرنوشت خود را خود رقم بزنیم،در غیر اینصورت 

    دیگران سرنوشت ما را به نفع خودشان رقم خواهند زد. 

    سرنوشت بازی های عجیبی دارد. 

    فکر می کنی اسیر سرنوشت شده ای و رهایی از چنگالش محــــال 

    اســـت؟ 

    نمی بینی سرنوشت همان جایی میره که تو می ری؟ 

    گفتم:زسرنوشت بیندیش 

    عشق ارمغان دلدادگیست و این سرنوشت است که فرمانروایی دارد 

    سرنوشت خاطراتم را نوشت،پس کاش می شد سرنوشت را از،ســـــر 

    نوشـــــت. 

    کاش قلم سرنوشت ،یک شب و تنها یک شب با دست ما می رقصید 

    آنگاه طرحی از سایه وجود انسانها کافی بود تا سال ها و چه بسا عمرها 

    می توان از آن کپی گرفت و د رهوای آن تنفس کرد. 

    اگر نگرش ها و باورهای خود را تغییر ندهید، در سر تاسر زندگی خودرا در 

    موقعیت های قرار داده اید که موجب ناراحتی و بدبختی های شـــــما 

    می شود.

    پس بر سنگ سخت با جوهر سرنوشت بنگاریم که  این است سرنوشت.  

    خدایا چنان کن سرانجام کار که تو خشنودی باشی و ما رستگار.

    !! نوشته شده توسط سیب ناب | 1:55 PM | جمعه 8 خرداد 1388 نظرات (17)

    پشت دریا ها شهری است.......

    قایقی خواهم ساخت، 

    خواهم انداخت به آب 

    دور خواهم شد از این خاک غریب 

    که در آن هیچ کسی نیست که در بیشه ی عشق 

    قهرمانان را بیدار کند. 

    قایقی از نور تهی 

    ودل از آرزوی مروارید، 

    هم چنان خواهد راند 

    نه به آبی ها دل خواهم بست 

    نه به دریا،پریانی که سر از آب به در می آرند

    و در آن تابش تنهایی، ماهی گیران

    می فشاند فسون از سر گیسوهاشان 

    هم چنان خواهم راند 

    پشت دریاها شهری است 

    که در آن پنجره ها رو به تجلی باز است 

    بام ها جای کبوترهایی است 

    که به فواره های هوش بشری می نگرند 

    دست هر کودک ده ساله ی شهر،شاخه ی معرفتی است 

    مردم شهر به یک چینه چنان می نگرند 

    که به یک شعله، به یک خواب لطیف 

    خاک موسیقی احساس تو را می شنود 

    وصدای پر مرغان اساطیر می آید در باد 

    پشت دریا شهری است 

    که در آن وسعت خورشید به اندازه ی وسعت چشمان سحر خیزان است 

    شاعران وارث آب و خرد و روشنی اند 

    پشت دریاها شهری است.

    شعر از:سهراب

    !! نوشته شده توسط سیب ناب | 01:42 AM | جمعه 8 خرداد 1388 نظرات (4)

    دلا یل ازدواج نکردن

    10 دلیل ازدواج نکردن پسر ها ؟؟؟؟؟؟

    ازدواج یعنی هدفهای مشترک داشتن

    از اکنون و برای همیشه

    اسامی زیبا به یک دیگر دادن

    مشترک کانال را انتخاب کردن

    مشکلات را به آرامی حل کردن

    با  یکد یگر  به خرید رفتن

    تنها به او فکر کردن

    وقتی همسر به خانه می آید دمپای هایش را آوردن

    به انتظار نشستن 

    اگر ازدواج به این معناست بهتر است تنها بمانم 

     

    1-تمام پسران بعد از ازدواج به طور خاصی دچار افسردگی مزمن میشن 

    2-بعد از ازدواج همسر نقش نگهبا نتو بازی میکنه شب تا صبح بهت گیر می ده

    3- 70% پسران بعد از ازدواج پشیمون میشن

    4- بعد از ازدواج پسرا مثل پرندهای میشن که انداختنشون تو قفس

    5- این جمله رو تمام پسران بعد از ازدواج میگن ( عجب غلطی کردم ازدواج کردم )

    6- کنترل اعصاب بعد از ازدواج تا 80% کاهش پیدا میکنه

    7- بعد از ازدواج به تنها چیزی که فکر نمیکنید عشق و دوست داشتنه

    8- دو ماه اول ازدواج فقط شیرینه بعدش از زهرم تلخ تر میشه

    9- بعد از ازدواج حسرت دوران مجردی تا آخر عمر به دله تون میمونه

    10- واز همه مهمتر اینکه دختر خوب پیدا نمیشه چون نسلشون منقرض شده.

    منبع:اینترنت

    !! نوشته شده توسط سیب ناب | 11:51 PM | سه شنبه 5 خرداد 1388 نظرات (8)

    دل من

    دلم برایت تنگ شده ،چقدر؟نمی دانم .فقط می دانم که تحمل دوریت 

    برایم سخت شده است.  

    وقتی سفره احساسم را پهن می کنم........................ 

    حریص می شوم بر دیدار تو ........ 

    و تو را از میان هزاران دقیقه فریاد می زنم. 

    ولی.......به قول خودت بی خیال........به هر حال 

    دوست دارم دنیای من.

    !! نوشته شده توسط سیب ناب | 4:51 PM | دوشنبه 28 اردیبهشت 1388 نظرات (15)

    با بودنت

    با بودنت دنیای من رنگی تر از همیشه ست 

    قلب تموم آدمهاش از جنس شیشه ست 

     با بودنت رنگین کمان یک رنگ اضافه داره 

    رنگی که زیباییش تورو تو ذهن می یاره  

    با بودنت تو گلخونه هیچ گلی کم ندارم 

    هیچ گلی اونجا نمی خوام وقتی تو در کناری 

    با بودنت غصه می ره شادی جاشو می گیره 

    با دیدنت هر چی غم تو قلب من می میره 

    با بودنت شعرای من معنای تازه دارن  

    گلهای اطلسی برام شکلی دوباره دارن 

    با بودنت دلم می خواد از سینه جدا شم 

    پر بکشم به سوی تو برات فدا شم  

    با بودنت   

    دوستت دارم روی زبونم می نشینه 

    سهم من از با تو بودن این عشق نازنینه

    !! نوشته شده توسط سیب ناب | 00:43 AM | دوشنبه 28 اردیبهشت 1388 نظرات (3)

    دوستی چیست؟

    همه ی انسان ها آگاهانه و یا ناخودآگاه به دنبال دوست هستند. 

    دوستی چیست و دوستی حقیقی کدام است. 

    گروهی بر این باورندکه دوستی: 

    عبارتند از: 

    نوعی ارتباط خاص که در مقاطع مختلف ویا در زمانی خاص میـــان 

    افراد پیدا می شود. 

    گروهی نیز می گوینددوستی یــــک نوع قـــــرارداد اخلاقی اسـت. 

    گروهی نیز بر این باورند دوستی با بعضی آدمها مثل نوشیدن چای 

    کیسه ایست،هول هولکی و دم دستی که دل آدم را باز نمی کنــد 

    وخاطره نمی شود فقط از سر اجبار می خوریشان که چای خـورده  

    باشـــــی. 

    دوستی بسته پیچیده و رویایی نیست که کسی روز تولد به کسی 

    هدیـــه کند. 

    دوستی قلب من است و دل تو که در این راه به هم هدیه شــــــود. 

    راز دوستی در قسمت کردن شادی ها با دیگران است. 

    راز دوستی در دوست داشتن بی قید و شرط دیگران است. 

    راز دوستی در صمیمیت است ،برای دوستانت یک دوست واقعـــی 

    باش حتی زمانی که با تو بد می کنند. 

    رابطه دوستی خوب مثل رابطه ی بین دست و چشم می مونـــــــه 

    وقتی دستت زخمی میشه چشمت گریه می کنه و وقتی چشمـت 

    گریه می کنه دستت گریه شو پاک میکنه.

    عشق از دوستی پرسید :فرق من و تو چیست؟ 

    دوستی گفت من آدمارو با سلام آشنا می کنم ((تو با نگاه)) 

    من آدمارو با دروغ جدا می کنم ((تو با مررررررررررررررررررگ)) 

    دوستی اگر روزی ترکت کرد ،بدان با تو بودن لیاقت می خواهد. 

    دوستی گلدانیست پر از گل 

    دوستی تکرار دوستت دارم نیست. 

    پس رویاهایت را به بد مسپار. 

    ــــــــــــــــــــــــــــ 

    تو به من خندیدی و نمی دانستی 

    من به چه دلهره ای سیب را 

    از باغچه همسایه دزدیدم 

    باغبان از پس من تند دوید 

    سیب را دست تو دید 

    سیب دندان نزده 

    از دست تو افتاد به خاک 

    تو رفتی و هنوز سالهاست  

    خش خش گام تو 

    تکرار کنان می دهد آزارم 

    ومن اندیشه کنان 

    غرق این پندارم  

    که چرا باغچه کوچک ما 

    سیب نداشت!!!!!!!!!!!!؟

    !! نوشته شده توسط سیب ناب | 4:25 PM | جمعه 18 اردیبهشت 1388 نظرات (26)

    غزل

    فرضِ اول که نامه بنویسم ، نامه ای عاشقانه بنویسم
    نامه را با زغال  کم رنگی روی دیوار  خانه بنویسم

    فرض دوم : ته  دلت با غم ، طبق  برنامه غمبرک بزنم
    از همانجا برای گیسویت ، نامه  در رد  شانه بنویسم

    فرض سوم : که اخم  شیرین را لااقل سرخوشانه برچینی
    تا مبادا به تیشه ی سرخور ، نامه ای خودسرانه بنویسم

    فرض چارم : عجالتا دل را پشت دیوار چین نگه دارم
    تا اگر سرکشی کند مویی ، نسخه ای تازیانه بنویسم

    فرض پنجم : علاوه بر اینها روی قانون  بوسه خط بکشم
    در عوض روی خط  لب هایت  محرمانه  ترانه بنویسم

    فرض آخر : که نامه ننویسم ، نامه ای عاشقانه ننویسم
    " مرگ بر دیده ، مرگ بر دل را " روی دیوار خانه بنویسم 

     

    منبع:وبلاگ نیزار


    !! نوشته شده توسط سیب ناب | 01:21 AM | چهارشنبه 9 اردیبهشت 1388 نظرات (21)

    فاصله حریف خاطره نیست

    زمین محل تنفس کوتاه رویاهای منست. 

    ومن یک مرهم برای قلبم میخوام. 

    بارها سعی کردم حوادث ناخوشایند رو از ذهنم پاک کنم،اما نشد. 

    بارها هم شده که از مرور حوادث شیرین و خاطره انگیز لذت بردم 

    و با زنده کردنشون یک حس قشنگ بهم دست داده. 

    همه ی این اتفاقات در بستر زمان روی می ده،رودخونه ای که جریان 

    داره وآدم رو با خودش می بره. 

    بهش می گن رودخانه ی زمان 

    گاهی زمان فاصله هارو کوتاه می کنه وگاهی فاصله ها با گذشت  

    زمان بیشتر می شه. 

    گاهی دوری و فاصله از دوست داشتن ها،خودش خاطره می سازه. 

    گاهی فاصله برای عزیزتر شدن ،گاهی اجباری،گاهی ارادی و گاهی 

    اجتناب ناپذیر. 

    ولی شیرین ترین فاصله،اونی که بدونی بعدش به اونچه که دلت  

    می خواد می رسی................... 

    دلم شروع می خواهد،سبک،زلال ،تازه که بار هیچ کار وحسی و 

    خاطره ناتمامی سنگین اش نکرده باشد،کدر و کهنه و ناقص اش  

    نکرده باشد. 

    دلم می خواهد کوله ام را که این همه سال پر شده از فنجان های 

    شکسته و خاطرات ناقص زمین بگذارم و تند بدوم. 

    اما نه ،نمی شود اگر بخواهم هم نمی شود. 

    این ها خاطرات من اند ،مال من اند، و همه دارایی من از سال های 

    رفته. 

    در شهر رویا ها من فقط گل خود را می بویم.  

    و بس.

    !! نوشته شده توسط سیب ناب | 01:11 AM | پنجشنبه 3 اردیبهشت 1388 نظرات (18)

    تولد

    قسم به پاکی که تولد آغازیست برای یک زندگی خاکی 

    سلام به همه ی دوستای گلم 

    دلم نیومد نگم. 

    امروز تولد منه 

    تولدم مبارک 

    قربون همه ی اونایی که منو یادشون نرفته و بهم تبریک گفتن 

    تشکر مرا با سخاوت بی حدتان بپذیرید. 

    الهی که همیشه واسه تبریک  امروز ............بیان . 

    همه ی دوستای گلم رو با تمام وجود دوست دارم. 

    تولدم مبارک.

    !! نوشته شده توسط سیب ناب | 02:00 AM | چهارشنبه 2 اردیبهشت 1388 نظرات (10)

    راز دوست داشتن

    دوست داشتن پیوندی خود آگاه از روی بصیرت ،روشن و زلال 

    وقتی که قراره راز دوست داشتن رو بنویسی........ 

    بهترین کلمات دنیا رو کمترین معنا می بینی واسه ی توصیف  

     محبت و دوست داشتن. 

    ساده ترین کلام برای ابراز دوست داشتن: 

    (( دوستت دارم، عاشقتم)) 

    دوست داشتن یعنی وقتی یه نگاه با نگاهت آشنا میشه. 

    دیدن و تماشا کردن رو بهترین لذت دنیا میدونی. 

    دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست ،دوست داشتن 

    و پناه جستن. 

    ارزش یک کلام پر محبت رو وقتی می فهمی که لبخند رو 

    روی لبای عزیزیت تماشا کنی،مهربونی رو به قلبت مهمون کنی. 

    دوست داشتن یعنی این که با تمام وجود بخواید و بگید. 

    ((کسی را دوست دارم که برای من بهترین است ،از بی وفایی هایش 

    که بگذرم ،برای من عزیزترین است.)) 

    دوست داشتن یعنی سیراب شدن در امتداد زمان. 

    پس به زندگی اعتماد کن. 

    در آمدن آفتاب را بنگر وخدایت را ستایش کن،بگذار هر روز دلیلی باشد 

    برای زندگی. 

    رویاهایت را رها مکن،سیراب شو از دوست داشتن و در دریای آن شناکن.

    !! نوشته شده توسط سیب ناب | 10:47 PM | چهارشنبه 26 فروردین 1388 نظرات (17)

    خاطرات

    با گذشت زمان اقیانوس ها خشک می شوند. 

    پروانه ها پرواز می کنند و تنها چیزی که می ماندخاطرات  

    هستند،پس تا خاطرات هستند زندگی می کنم. 

    لحظات شادی خدا را ستایش می کنم. 

    لحظات سختی خدا را جستجو می کنم. 

    لحظات تنهایی خدا را یاد می کنم. 

    و در لحظات دردآور به خدا اعتماد می کنم. 

    خاطرات خوب،خاطرات بد،خاطرات رفته،خاطرات یک زندگی عاشقانه 

    خاطرات آشنایی. 

    خاطرات من و تو ،خاطرات دلبسته شدن.............؟ 

    لبخند را در شب مهتابی زیر لب نجوا می کنم. 

    حتی خاطرات مرده و روزهای بر باد رفته را یاد می کنم. 

    !! نوشته شده توسط سیب ناب | 00:35 AM | چهارشنبه 19 فروردین 1388 نظرات (12)